الرئيسيةاليوميةپرسشهاي متداولجستجوثبت نامليست اعضاگروههاي کاربرانورود

شاطر | 
 

 From Shariati

اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 455
Location : Linux
Registration date : 2007-08-28

پستعنوان: From Shariati   الخميس أكتوبر 04, 2007 3:41 am

می خوانید قسمتهایی از کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی از دکتر علی شریعتی . امید است که با آثار این معلم شهید بیشتر آشنا بشوید .

تشيع سرخ و تشيع سياه

اسلام ديني بود كه با" نه" ي محمد -وارث ابراهيم و مظهر دين توحيد خدا و وحدت خلق -در تاريخ اسلام پديد امد شعاري كه اسلام در برابر شرك مظهر اشرافيت و مصلحت -با ان اغاز شد .

و تشيع اسلامي بودكه با"نه"علي بزرگ -وارث محمد و مظهر اسلام عدالت و حقيقت- در تاريخ اسلام چهره خود را مشخص كرد ونيز جهت خود را"نه" ای كه وي در شوراي انتخاب خليفه در پاسخ عبدالرحمن-مظهر اسلام اشرافيت و مصلحت -گفت 0

تشييع را مي توان به دو بخش يكي از قرن اول تا اغاز حكومت صفوي ويك بخش از حكومت صفوي به بعد تقسیم کرد . در نيمه اول قرن هشتم كه حكومت مغول پس از قتل عام هاي وسيع بر مردم ايران حكومت مي كرد و در شهرها نيز علماي مذهب يا در خدمت حكماي مغول در امده بودند و خلق را به نام "مذهب حقه سنت و جماعت " به تسليم در برابر حكام مسلمان شده اي مي خواندند كه همچنان چنگيزي مانده بودند و گروهي نيز كه تقواي انان را از همدستي با حكام و ستمكاران منع شده بود به انزواي زهد خزيده بودند و غير مستقيم راه صاف كن تجاوز بودند 0

در اين هنطام واعظي سلمان وار در جست و جوي حقيقت بر مي خيزد و از همه ي مدعيان زمان سراغ مي گيرد نخست نزد بالوي زاهد مي رود , زهد را سكوت در برابر ظلم مي بيند و چه بي شرمي است كه انسان در جهنم پيرامونش ضجه اسيران و فقر گرسنگان و تازيانه ستم را بر گرده بيچارگان ببيند و به جاي نجات انان به فكر نجات خود باشد .

از او مي گريزد و نزد ركن الدين عماد الدوله به سمنان مي رود 0 تصوف را نيز چون زهد مذهب فرار از واقعيت ها مي يابد 0 شيخ بيزار از اين ها كه كباده مذهب و روحانيت مي كشند به عنوان يك مسلمان مسئول مردم و اگاه از زمان اسلام "علي" را انتخاب مي كند و مذهب اعتراض و شهادت را0به سبزوار مي ايد و در مسجد جامع شهر خانه مي كند و انجا به وعظ مي پردازد واعظي كه سر شورش دارد و شورشي كه پشتش يك ايمان ويك تاريخ سرخ نهفته :تشيع

توده هاي مردم اندك اندك اگاه مي شوند و در نتيجه يك قدرت تهديد كننده بوجود مي اورند .

ملاهاي رسمي به كار هميشگي خود اغاز مي كنند: شايعه سازي و سپس فتوي و در اخر ذبح شرعي

اين شيخ در مسجد حرف دنيا مي زند .

اين شخ در مسجد حدث مي زند وبه خانه خدا اهانت مي شود.

دامنه شايع سازي بالا مي گيرد ولي دعوت شيخ هر روز دل هاي محروم و دردمند رو ستائيان را بيشتر به خود جذب مي كند .

تا اينكه سحرگاهان او را در مسجد كشته مي بينند .

پس از او بي درنگ شاگرد وي شيخ حسن جوري به صورت مخفي كارش را ادامه مي دهد و همه جا بذر انقلاب اگاهي و انقلاب را بر مبناي تشيع مي پاشد .

زمينه فكري اكنون اماده است وانقلاب در زير پوشش تقيه به انتظار مي كشد .

خواهر زاده حاكم وارد ده باشتين , دهي در جنوب غربي سبزوار می شود .

از انان طعام مي خواهد

مي اورند

شراب مي خواهد

مي اورند

مهمانان مست مي شوند و شاهد مي خواهند

انفجار اغاز مي شود

ميزبان به سوي روستائيان شيعي مي رود و فرياد مي كند كه حاكم زنانتان را مي خواهد چه پاسخي مي دهيد :

ما سر بر دار مي نهيم و اين ننگ را نمي پذيريم و شاهد ما براي دشمن شمشير ماست .

انها رايكجا مي كشند و چون مي دانند راه بازگشتي نيست ترديد ندارند .

روستائيان به شهر مي ريزند جنگ با سپاه مغل و فتواي ملاهاي مذهب حاكم و پيروزي دهقانان انقلابي .

و نخستين بار نهضتي انقلابي بر بنياد تشيع علوي عليه سلطه خارجي و استحمار داخلي براي نجات ملت اسير و نجات توده هاي محروم وبا شعار عدالت و فرهنگ شهادت و به رهبري دهقانان هفتصد سال پيش از اين برپا مي شود و پيروز مي گردد .

و اين اخرين موج انقلاب تشيع علوي بود "تشيع سرخ" كه هفتصد سال تجلي روح انقلابي ازادي خواهي عدالت و مردم گرايي و مبارزه اشتي ناپذير با جور , جهل و فقر بود.

يك قرن بعد صفويه امد وتشيع از" مسجد جامع توده " برخاست و در "مسجد شاه " همسايه ديوار به ديوار "قصر عالي قاپو " شد.

و"تشيع سرخ"

"تشيع سياه " گشت.

و مذهب "شهادت "

"مذهب عزا "
منبع : http://shariatiha.blogfa.com

_________________
شیرین سخنی که از لبش جان می ریخت--کفرش ز سر زلف پریشان می ریخت
گر شیخ به کفر زلف او پی بردی -- خاک سیهی بر سر ایمان می ریخت
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://j2me.blogfa.com
 
From Shariati
بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 :: بحث های متفرقه :: بحث های از هر دری سخنی-
پرش به: